@@@عشق و...............@@@ مطالب جالب و گوناگون
راننده : دیگه دارم کم کم ریپ میزنم مثل ماشینهای تصادفی شدم اگه همینطوری پیش بره باید برم زیر دست اراقچی قلبمم به روغن سوزی افتاده پدرعشق بسوزه
معلم ریاضی : نمیدنم چرا جواب تمام مسائلم بی نهایت میشه یا بی جواب میمونه هرچی تفریق میکنم جمع میشه هرچی جمع میکنم کم میشه از ضرب که مپرس آه
مهندس کامپیوتر : ای آنکه مرا دی سی کرده ای و در وجودم ویروس بلاستر ۲۰۰۳ فرستاده ای کی دوباره من را ری پیر خواهی کرد ؟ به فریاد گرافیکم برس
دکتر : چند سالی است که به زخم مریضانم مرحم میگذارم و از چنگال مرگ رهایشان میکنم ! کو طبیبی که به زخمم مرحم گذارد و دلم را آزاد گرداند
ساغی : مِی میدهم و غم کسان میگیرم از لطف تو می کجا غمین میبینم حالا که شدم عاشق ودل در بند است می را ز شفا بیچاره ترین میبینم
عینک فروش : اگر روزی بگویم عاشقم بر من نخندید که شغلم عاشقی دارد فراوان بسازم بهر هر چشمی من عینک گرفتارم کند چشمی چه آسان ![]() ![]() یک شنبه 12 آذر 1391برچسب:طنز,مطالب طنز,خنده دار,چیستان,معما,سرگرمی,لطیفه,داستان,عشق,عشقولانه,جوک,اس ام اس,لطیفه,داستان,داستان عاشقانه, سرگرمی,شعر,یارمهربان,محرم ,تاسوعا,عاشورا,فال حافظ,عکس,عکس طبیعت,عکس دختان,عکس منظره بارون,گلها, گل,عشقولانه,مطالب جالب وگوناگون,حکایت,پندواندرز,عکس های طبیعت,عکس های طبیعت سه بعدی,بیوگرافی بازیگران,بیوگرافی ابوالفضل پورعرب, :: 12:8 :: نويسنده : ارش دانیالی
نقطه ضعف = نقطه قوت
کودکی ده ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود ، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یک سال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند. در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و در عرض این شش ماه حتی یک فن جودو را به او تعلیم نداد. بعد از 6 ماه خبررسید که یک ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می شود.استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روز آن تک فن کار کرد.سر انجام مسابقات انجام شدو کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن تک فن همه حریفان خود را شکست دهد! سه ماه بعد کودک توانست در مسابقات بین باشگاه ها نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری کشورانتخاب گردد.
وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد رازپیروزی اش را پرسید. استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود که اولاً به همان یک فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یک فن بود، و سوم اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ حریف بود که تو چنین دستی نداشتی!
یاد بگیر که در زندگی ، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده کنی.
راز موفقیت در زندگی ، داشتن امکانات نیست ، بلکه استفاده از "بی امکانی" به عنوان نقطه قوت است." ![]() ![]() 12 آذر 1391برچسب:جوک,اس ام اس,لطیفه,داستان,داستان عاشقانه, سرگرمی,شعر,یارمهربان,محرم ,تاسوعا,عاشورا,فال حافظ,عکس,عکس طبیعت,عکس دختان,عکس منظره بارون,گلها, گل,عشقولانه,مطالب جالب وگوناگون,حکایت,پندواندرز,عکس های طبیعت,عکس های طبیعت سه بعدی,بیوگرافی بازیگران,بیوگرافی ابوالفضل پورعرب, :: 8:52 :: نويسنده : ارش دانیالی آخرین مطالب پیوندهای روزانه پيوندها
نويسندگان |
||
![]() |